close
تبلیغات در اینترنت
داستان کوتاه ” خدا و کوهنورد “‌
.::محل تبلیغات شما::.

پایگاه علمی مذهبی کوثرداستان کوتاه ” خدا و کوهنورد “‌     داستان درباره یک کوهنورداست که می خواست کوه بلندی بالا رود. وی پس ازسال ها آماده سازی ، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی ازآنجایی که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت تنها ازکوه بالا رود. شب بلندی های کوه را در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود. اصلا دید نداشت و ابر روی ماه وستاره ها را پوشانده بود.  همان طور که از کوه بالا می رفت چند قدم مانده به قله ی کوه پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد از کوه پرتاب…

امروز شنبه 24 آذر 1397
لینک دوستان